آبی ترین روزهای من
می نویسم از لحظات زندگیم که پر از احساس بودن است

   

برای خودم 2



برای خودم 1



تولد

 

سی و سه سال پیش در اولین روز دومین ماه بهار من به دنیا آمدم.

...


این روزهای من 14

جمعه دو تا فیلم دیدم از یکی ش بیشتر خوشم اومد . اسمش بود پیغام در بطری. اون یکی

من افسانه ام بود که اونم قشنگ بود. منابع پایان نامه رو طبق فهرست نوشتم از روی

کتابا، پرسشنامه هم که به تایید استاد رسیده باید بدم ادارات شاغلین خانوم پر کنند. 

چون من کارم زیاده قراره بدم یکی از دوستام پر کنه.

امروز تا ساعت 5 سر کارم به خاطر همون ترافیک کاری، تا 1 بهمن همون مشغولیات کاری.

دلم تنگ شده برا بعضی ها که امتحان دارن. دیگه باید بسازیم با دنیا چه میشه کرد.

فعلا همینا تا بعد

 

...


زیبایی ژنتیک


این فاطمه خانوم گل گفته که من  اینجوری جمله یی می نویسم خوب نیست ما میگیم چشم یه

جور دیگه می نویسیم.

اول یه مقاله خوندم از روزنامه ایران شماره 4376 با موضوع راهی به حقیقت عمل

زیبایی، که قسمت هایی  از مقاله ش رو می نویسم:  زیبایی چیزی است که همه تولید و سپس

آن را مصرف می کنند، زیرا او همچون پیشخدمتی در کار است.آدمی که روزگاری پرستار

جمال بود، حال بدل به پرستار کالبد گشته است.

"ژان بودریار" معتقد بود که زن معاصر به خاطر وحشت و شاید نفرت از واقعیت با کمک

لوازم آرایش، واقعیت صورت خویش را سرکوب می کند. راستی چرا انسان با بسیج آلات

آرایشی ( و اکنون تیغ و جراحی پلاستیک) در سیمای خویش (امروزه تمام کالبد مورد حمله

قرار می گیرد) کمر به جرح و تغییر می بندد؟ شهره ترین مثال "مایکل جکسون" این

مطرب آمریکایی است. او تا پایان عمر  از مسیر دست بردن در کالبد واقعی پاپس نکشید.

باید در نظر گرفت که ماجرای عمل زیبایی امروز فراتر از کج و راست کردن ابرو و بینی

است. " فرانسیس فوکویاما "در آخرین کتاب خود یعنی " آینده فرا انسانی ما " نگران نسلی

است که اقدام به دستکاری در ژنتیک خواهد کرد. به نظر او در چنین شرایطی نسلی به وجود

می آید که با برتری ژنتیکی، طبقه فرادستی را شکل می دهد که هیچ کاری علیه آن نمیتوان

کرد. زیرا باهوش تر، نیرومند تر و ثروتمندتر خواهد شد. خوش خیالی است که امکانات

ژنتیکی در اختیار همگانقرار گیرد.به زبان دیگر انسان معاصر حساسیت بسیار بالایی برای

جلوه گری دارد. از این رو سود اقتصادی کلانی در مد لباس وچهره نهفته و بیراه نیست که از

سوی سوداگران تن، تلاش های زیادی به عمل می آید.

شما نظرتون در مورد جراحی زیبایی چیه؟

*این چند  روز تعطیلی که من چهارشنبه رو هم مرخصی بودم به یه کار اداری رسیدم، یه کتاب

خوندم و دوتا فیلم دیدم و یه کم لغت زبان نوشتم و حفظ کردم. و استراحت نمودم.

*کتاب جای خالی سلوچ نوشته محمود دولت آبادی رو خوندم. که بدبختی ها و مشکلات یه زن

روستایی که اون رو با سه تا بچه جا گذاشته بود و رفته بود بیان می کنه. چقدر زندگی سخت

ی داشتن و چقدر زحمت میکشیدن.

*فیلم درباره الی رو دیدم که خیلی آموزنده و قشنگ بود و واقعیت جامعه رو بیان می

کرد که همه معمولا در حال دروغ گفتن به همدیگه و توجیه کردن دروغ هاشون هستند.


*فیلم تنهایی رو دیدم که خیلی دلم گرفت و گریه کردم. اول فیلم نوشته بود تقدیم به همه پدران و

مادرانی که فرصت وداع از فرزندانشان را نداشته اند. پدر یه خانواده سکته مغزی کرد و بعد

از یه سال که توی کما بود، فوت شد. یاد پدرم افتادم که در 48 سالگی بعد یه سکته قلبی فوت

کرد.

*روز جمعه رفتیم آرامستان با مادرم سر قبر پدرم، مادرم چنان گریه می کرد که انگار تاز

پدرم از پیش ما رفته و امسال ٣٠ سال که از رفتنش می گذره.


*یه 200 و چند تایی لغت و اصطلاح انگلیسی رو توی یه دفتر نوشتم  و حفظ کردم.


*البته چون سیستمم خراب بود چند باری رفتم کافی نت برای فرستادن ایمیل و خوندن وبلاگ،

سیستمم رو همسایه مون اومد درست کرد، دختر همسایه مون  کامپیوتر خونده طفلی یه دو سه

 ساعتی با خستگی که داشت  اومد برام ویندوز نصب کرد و آنتی ویروس رو فعال کرد. تا 

پنج صبح طول کشید تا ویروس تماما تار و مار شدن. دیگه قرار شد یه روز باهاش برم  که

 برای ارتقاء سیستمم یه وسیله هایی بگیرم.

پ ن : افسردگی گرفتم. روزم شب نمیشه اگه اون روز گریه نکنم.

...


این روزهای من 13

شب نگردد روشن از وصف چراغ

نام فروردین نیارد گل به باغ

تا ابد صوفی اگر هی هی کند

تا ننوشد باده کی مستی کند؟

مولوی

آنچه انسان های موفق را از دیگران متمایز می کند در جرات آنها برای برداشتن قدم های اولیه است.

_ این نوشته بالا رو یادم نیست از کدوم کتاب توی یه ورق کاغذ نوشتم. الان نوشتم شما هم بخونید.

_ کامپیوترم قاطی کرد ویندوزش پرید اونم امروز که تا ۴ روز تعطیلیم. دوشنبه میبرمش

محل کار درستش کنه همکارم.

_ دنبال کاری بودم که درست شد ولی یه جای دیگه ش نه. حالا بماند

_ دارم از یه کافی نت دنج می نویسم و وبلاگ های دیگرو می خونم.

_ نمیدونم توی این چند روز تعطیلی رو چی کار کنم.

_ پرسشنامه م رو فرستادم برا دو نفر که پس از اصلاحاتی که انجام بدم ایشالا هفته دیگه ببرم اراک برا تایید.

_ شاید زبان بخونم و کتاب. فیلم هم نمیتونم ببینم چون سیستم ندارم.

_ فیلم سوپراستار و خواب زمستانی رو دیدم بد نبودن.

_ می خواستیم با خواهرم بریم سینما فیلم کتاب قانون که برش داشته بودن. شنیدیم

 دوخواهر اومده که اونم برداشته بودن و بی پولی اومده. شاید رفتیم.

_ مهمونیم شاید برم.

_ یه خواب دیدن برام ازدواج، حالم بد میشه فکر می کنم به این موضوع.

_ فعلا همینا. حدوده نیم ساعته اینجام. فعلا

 

 

...


عکس برا تو



این روزهای من 12

سلام به همگی به خصوص بهاره خانوم گل که همیشه میاد حالمو می پرسه.

_ هفته خوبی رو نداشتم به خاطر دلایلی ناگفتنی، اما می سازیم با دنیا تا ببینیم چی میشه.

_ بهاره جون همه ش می خوام یه پست خصوصی مخصوص تو بذارم عکس هام رو

ببینی نمیدونم از چه سایتی دانلود کنم. بازم کلی عکس ظاهر کردم، رو سیستم و

گوشی م بود اما دوست داشتم ظاهر کنم، یکی ش رو هم  بزرگ زدن برام و یه قاب

قشنگ براش خریدم می خواستم یه کم حال و هوام عوض بشه. یه مام صابونی هم

خریدم. خواستم یزم یه جایی یه چیزی بخورم که تنهایی بهم نمی چسبید، دیگه نرفتم.

_ این چند روز شهرمون مرتب بارون اومد و یه هوای پاک و بارونی داشتیم جاتون خالی.

_ دیروز برا یه کار اداری با خواهرم رفتیم بیرون، اصلا اون ورا جای پارک نبود، مجبور شدیم

با یه خیابون فاصله ماشین رو پارک کنیم. کارمونم انجام نشد. یه کم خرید کردیم و از

بیرون غذاگرفتیم اومدیم خونه میل فرمودیم.

_  پنج شنبه پیش یه تصادف داشتم، شب قبلش اعصابم به هم ریخته  بود روز بعد

اثرش رو گذاشت. ولی طرف مقابل مقصر بود که درست کرد. روز شنبه داداشی  خان

 تصادف کرد.می خواستم خط و خطوطایی که  رو ماشینم افتاده بود و یه تورفتگی رو

 درست کنم که چون هوا سرد بود گفتن رنگش میریزه، تعمیرکاره گفت بذارین وقتی هوا

یه کم گرم بشه.

_ تو این فکر بودم که ماشینمو عوض کنم، که میگم حیفه هنوز یه سال ه و 3500

کیلومتر بیشتر کار نکرده اینو چند سال دیگه هم بفروشی همین قیمته. حالا رو این

ماشین راننده شم بعد عوض کنم.

_ دارم پرسشنامه پایان نامه می نویسم ، موندم هنوز کامل نشده.

_ چه بده کسی با خودخواهی دلخواه ت رو ازت بگیره و چیزی جایگزینش نکنه، فقط وعده بده.

_ گردنم بدجور درد گرفته م خوب نخوابیدم این دو روزه درد دارم.

_ یه چند وقت اینترنت قطع بود، ازبیگاری یکی از این رمان های آبکی خوندم از

م. مودب پور به نام یاسمین. انقدر تلخ بود که حالم رو بد کرد.

_ میرم هر چی بگیرم که حروف انگلیسی ه فقط یه حرف به زبونم میاد که اونو میخوام :(

چقدر خسته م، من کی روی آرامش رو می بینم.

_ یکی زحمت کشید رو گوشیم  GPS نقشه کرمانشاه، شیراز، اصفهان، تبریز، مشهد و

 راه های کشور  رو  نصب کرد و تم های قشنگی روی گوشی م زد. یکی دیگه

هم زحمت کشید ماشینم رو برد تا تعمیرگاه. اینا دو تا از همسرای همکارام بودن.

خصوصی نوشت: گاهی حس میکنم نیاز دارم به تو که کنارم باشی اما نیستی یعنی

نمی تونی باشی، پس بهتره یا رسما باشیم یا نباشیم. این اعتقاد منه.

...


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس